ميرزا محمد على وفا زواره اى

144

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )

سيما 100 كه اسم ساميش ، ميرزا عبد الكريم است و برخى از محامد صفاتش در طى اشعار مسجديه ، مرقوم قلم مآثر رقم گرديده و همواره در مدايح جناب مستطاب خداوندى - روح من يروح فداه - مدحت‌سرا و مناقب آراست . اين دو قصيدهء فريده ، از جملهء مدايح اوست كه منتخب آن ثبت شد . قصيده دل ز شهر تن هواى كشور جان كرد باز * جان ز گيلان خواهش سير صفاهان كرد باز سوى غربت ، خاطر مشتاق رو كرد از وطن * وز غريبى بار ديگر ، رو به اوطان كرد باز ز آرزوى ديدن يار و ديار ، از مرز رشت * تا سميرم ، توسن انديشه جولان كرد باز مر مرا آمد ميسّر ، آستان بوس درى * كاندر آن صد باب رحمت ، لطف يزدان كرد باز درگه مجد الافاضل ، مجمع علم و عمل * كو به آيين پيمبر ، نسخ اديان كرد باز بوالكرم سيّد محمّد باقر ، آن درياى فضل * كز براى غرقِ جُند جهل ، طوفان كرد باز بسته بود ابواب ايمان ، بر رخ خلق جهان * او به دست فضل ، فتح الباب ايمان كرد باز در تظلّم ، هركه گريان رفت بر درگاه او * رحمتش وى را به زودى ، شاد و خندان كرد باز خضر راى او به كلك ، از قعر ظلمات دوات * صد هزاران چشمه ، جارى ز آب حيوان كرد باز ور نه بيم است از تناسخ ، گفتمى ديّان دين * خامس اثنى عشر بر خلق ، سلطان كرد باز تا مگر در سينهء خود جا دهد مهر رخش * صبح ، هر شب ، زين سبب ، گوى گريبان كرد باز بوستان شرع را چندى خزان ، فرسوده « 1 » بود * نوبهار همّتش ، سرسبز و ريّان كرد باز گشت اگر غايب ز مردم حضرت صاحب‌زمان * نايب او آمد و حق را نمايان كرد باز

--> ( 1 ) - فرموده